فلومتر که در زبان انگلیسی با اصطلاح Flowmeter یا Flow Meter شناخته میشود، ابزاری برای اندازهگیری نرخ جریان سیال است. نرخ جریان نشان میدهد چه مقدار مایع، گاز یا بخار در یک بازه زمانی مشخص از سطح مقطع لوله، کانال یا مسیر فرایندی عبور میکند. این مقدار میتواند بهصورت حجمی یا جرمی بیان شود.
برای مثال، هنگامی که گفته میشود دبی آب برابر با ۲۰ مترمکعب بر ساعت است، به این معناست که در شرایط تعریفشده، طی یک ساعت حدود ۲۰ مترمکعب آب از محل نصب فلومتر عبور میکند. در اندازهگیری جرمی، مقدار جریان ممکن است بر حسب کیلوگرم بر ساعت، تن بر ساعت یا گرم بر دقیقه بیان شود. برخی فلومترها مستقیماً نرخ جریان را اندازهگیری میکنند و برخی دیگر ابتدا پارامتری مانند سرعت، اختلاف فشار، فرکانس گردابه، زمان عبور موج صوتی یا نیروی کوریولیس را تشخیص میدهند. سپس مدار الکترونیکی یا ترانسمیتر دستگاه، مقدار اندازهگیریشده را به دبی تبدیل میکند.
در بسیاری از کاربردها، فلومتر علاوه بر نمایش دبی لحظهای دارای توتالایزر نیز هست. توتالایزر مجموع حجم یا جرم عبوری از دستگاه را در یک بازه زمانی ثبت میکند. برای مثال، یک فلومتر ممکن است دبی لحظهای ۱۰ مترمکعب بر ساعت و حجم کل عبوری ۲۵۰۰۰ مترمکعب را نمایش دهد. بر اساس تعریف صنعتی، فلومتر میتواند برای اندازهگیری مایعات، گازها، بخار، دوغاب، مواد شیمیایی، سوخت، روغن، آب آشامیدنی، فاضلاب و حتی برخی پودرها یا مخلوطهای چندفازی به کار رود. نوع و شرایط سیال تعیین میکند که کدام اصل اندازهگیری قابل استفاده باشد. شرکتهای بزرگ تجهیزات ابزار دقیق نیز فناوریهای متعددی از جمله کوریولیس، مغناطیسی، اختلاف فشاری، ورتکس و اولتراسونیک را برای کاربردهای مختلف ارائه میکنند.
یکی از مهمترین نکاتی که پیش از انتخاب فلومتر باید مشخص شود، نوع دبی موردنیاز است. دبی حجمی مقدار حجمی از سیال را نشان میدهد که در واحد زمان از لوله عبور میکند. این پارامتر معمولاً با نماد Q نمایش داده شده و واحدهایی مانند مترمکعب بر ساعت، لیتر بر دقیقه، لیتر بر ثانیه، گالن بر دقیقه یا فوتمکعب بر ساعت برای آن استفاده میشود.
رابطه ساده دبی حجمی به شکل زیر است:
Q = A × V
در این رابطه Q دبی حجمی، A سطح مقطع داخلی لوله و V سرعت متوسط سیال است. اگر قطر داخلی واقعی لوله یا سرعت جریان اشتباه در نظر گرفته شود، مقدار دبی محاسبهشده نیز نادرست خواهد بود. این موضوع در فلومترهایی که دبی را بر اساس سرعت اندازهگیری میکنند اهمیت زیادی دارد.
دبی جرمی نشاندهنده جرم عبوری از مسیر در واحد زمان است و معمولاً با واحدهایی مانند کیلوگرم بر ساعت، کیلوگرم بر دقیقه یا تن بر ساعت بیان میشود. رابطه دبی جرمی با دبی حجمی به شکل زیر است:
ṁ = ρ × Q
در این فرمول، ṁ دبی جرمی، ρ چگالی سیال و Q دبی حجمی است. از آنجا که چگالی بسیاری از سیالات با تغییر دما و فشار تغییر میکند، تبدیل دبی حجمی به دبی جرمی ممکن است به جبرانسازی دما و فشار نیاز داشته باشد.
برای مایعاتی مانند آب در شرایط نسبتاً ثابت، استفاده از دبی حجمی در بسیاری از کاربردها کافی است. بااینحال در فرایندهایی مانند تزریق مواد شیمیایی، تولید دارو، انتقال سوخت، فروش سیالات و تهیه فرمولاسیون، جرم واقعی ماده اهمیت بیشتری دارد. در چنین شرایطی فلومتر جرمی کوریولیس میتواند دبی جرمی را مستقیماً اندازهگیری کند.
برای گازها، اعلام دبی حجمی بدون مشخص کردن شرایط مرجع ممکن است گمراهکننده باشد. حجم گاز با تغییر فشار و دما بهطور محسوسی تغییر میکند. به همین دلیل واحدهایی مانند Nm³/h یا Sm³/h برای بیان دبی گاز در شرایط نرمال یا استاندارد استفاده میشوند. شرایط مرجع باید در زمان سفارش، تنظیم و خرید فلومتر کاملاً مشخص شود.
محدوده اندازهگیری، کمترین و بیشترین دبی قابل اندازهگیری توسط فلومتر را مشخص میکند. برای مثال ممکن است محدوده یک Flowmeter برابر با ۲ تا ۲۰۰ مترمکعب بر ساعت باشد. عملکرد دستگاه در پایینتر یا بالاتر از این محدوده معمولاً دارای دقت تضمینشده نیست. انتخاب محدوده باید بر اساس حداقل، دبی نرمال و حداکثر واقعی فرایند انجام شود. انتخاب فلومتر صرفاً بر اساس سایز لوله ممکن است باعث شود دستگاه در بخش نامناسبی از محدوده خود کار کند. بهترین عملکرد معمولاً زمانی حاصل میشود که دبی عادی در بخش میانی محدوده اندازهگیری قرار داشته باشد.
نسبت حداکثر دبی قابل اندازهگیری به حداقل دبی قابل اندازهگیری، Rangeability یا Turndown Ratio نامیده میشود. اگر یک فلومتر بتواند دبی بین ۱ تا ۱۰۰ مترمکعب بر ساعت را اندازهگیری کند، نسبت دامنهپذیری آن ۱۰۰ به ۱ است. دامنهپذیری بالا در فرایندهایی که دبی آنها تغییرات زیادی دارد اهمیت ویژهای دارد. بااینحال عدد اعلامشده در کاتالوگ باید همراه با دقت دستگاه بررسی شود. ممکن است فلومتر در کل محدوده قابل استفاده باشد، اما دقت آن در پایینترین دبی کاهش یابد.
دقت نشان میدهد نتیجه اندازهگیری تا چه حد به مقدار واقعی نزدیک است. دقت ممکن است بهصورت درصدی از مقدار خواندهشده، درصدی از گستره کامل یا ترکیبی از این دو اعلام شود. برای مثال دقت ±۰٫۵ درصد از مقدار خواندهشده با دقت ±۰٫۵ درصد از Full Scale یکسان نیست. در درصد مقدار خواندهشده، با کاهش دبی مقدار خطای مطلق نیز کاهش پیدا میکند. در درصد گستره کامل، خطای مطلق ثابت باقی میماند و در دبیهای پایین سهم بیشتری از مقدار اندازهگیریشده را تشکیل میدهد. هنگام مقایسه قیمت فلومتر باید نحوه تعریف دقت در دیتاشیت هر محصول نیز بررسی شود.
تکرارپذیری توانایی فلومتر برای نمایش نتایج نزدیک به یکدیگر در شرایط یکسان است. ممکن است یک دستگاه تکرارپذیری بسیار خوبی داشته باشد، اما به دلیل کالیبراسیون اشتباه مقدار واقعی را درست نشان ندهد. در کنترل بچینگ، تزریق مواد و فرایندهای تکرارشونده، تکرارپذیری گاهی به اندازه دقت مطلق اهمیت دارد.
برخی فلومترها در مسیر سیال محدودیت ایجاد کرده و باعث افت فشار میشوند. اوریفیس پلیت، فلومتر توربینی، فلومتر جابهجایی مثبت و برخی مدلهای کوریولیس میتوانند افت فشار قابلتوجهی ایجاد کنند. در مقابل، فلومترهای مغناطیسی فولبور و اولتراسونیک Clamp-on معمولاً افت فشار بسیار کمی دارند یا عملاً محدودیتی در مسیر ایجاد نمیکنند. افت فشار بالا میتواند مصرف انرژی پمپ یا کمپرسور را افزایش دهد. بنابراین ارزانتر بودن قیمت خرید یک Flowmeter لزوماً به معنای پایینتر بودن هزینه کلی مالکیت آن نیست.
زمان پاسخ نشان میدهد فلومتر با چه سرعتی تغییرات دبی را تشخیص داده و خروجی خود را بهروزرسانی میکند. در کنترلهای سریع، سیستمهای تزریق و بچینگ کوتاه، زمان پاسخ پایین اهمیت زیادی دارد. در مقابل، برای پایش مصرف آب یا ثبت جریانهای نسبتاً ثابت، زمان پاسخ بسیار سریع ضرورت کمتری دارد.
فلومترها را میتوان بر اساس روش اندازهگیری به گروههای مختلف تقسیم کرد. مهمترین انواع شامل فلومتر اختلاف فشاری، الکترومغناطیسی، کوریولیس، اولتراسونیک، ورتکس، توربینی، جابهجایی مثبت، سطح متغیر و جرمی حرارتی هستند. هر فناوری دارای مزایا، محدودیتها، دقت، هزینه و شرایط نصب متفاوتی است. انتخاب صحیح زمانی امکانپذیر است که اصل اندازهگیری دستگاه با خواص سیال و شرایط فرایند سازگار باشد. در ادامه عملکرد هر یک از این مدلها بهصورت تخصصی بررسی میشود.
فلومتر اختلاف فشاری یا Differential Pressure Flowmeter یکی از قدیمیترین و پرکاربردترین روشهای اندازهگیری جریان در صنعت است. در این فناوری یک المان اولیه مانند اوریفیس پلیت، نازل، ونتوری، مخروط یا وج در مسیر سیال قرار میگیرد. عبور سیال از محدودیت ایجادشده باعث افزایش سرعت و کاهش فشار استاتیک میشود. اختلاف فشار قبل و بعد از المان اولیه توسط ترانسمیتر اختلاف فشار اندازهگیری میشود. بر اساس اصول جریان، دبی تقریباً با جذر اختلاف فشار متناسب است. رابطه سادهشده آن به شکل زیر بیان میشود:
Q ∝ √ΔP
در سیستم واقعی، محاسبه دبی به پارامترهایی مانند قطر لوله، قطر محدودکننده، ضریب تخلیه، چگالی سیال، ضریب انبساط گاز و شرایط فرایندی وابسته است. استاندارد ISO 5167 اصول اندازهگیری جریان با استفاده از تجهیزاتی مانند اوریفیس، نازل، ونتوری، Cone Meter و Wedge Meter را برای جریان تکفاز و زیرصوت در لوله پر تعریف میکند. این استاندارد همچنین الزامات نصب و تعیین عدم قطعیت اندازهگیری را پوشش میدهد.
مزیت اصلی فلومتر اختلاف فشاری، شناختهشده بودن فناوری، قابلیت استفاده در فشار و دمای بالا و امکان اندازهگیری مایع، گاز و بخار است. قطعات اولیه مانند اوریفیس پلیت نیز نسبتاً ساده هستند و در بسیاری از صنایع استانداردسازی شدهاند. در مقابل، افت فشار دائمی، نیاز به لوله مستقیم، حساسیت به گرفتگی خطوط ایمپالس و وابستگی اندازهگیری به چگالی از محدودیتهای این فناوری محسوب میشوند. در اندازهگیری بخار و گاز معمولاً باید جبرانسازی فشار و دما انجام شود تا دبی جرمی یا دبی حجمی استاندارد به دست آید. کیفیت لبه اوریفیس، هممحوری، زبری لوله، محل تپهای فشار و وجود آشفتگی در جریان میتواند نتیجه اندازهگیری را تغییر دهد. راهنمای ISO/TR 12767 نیز توضیح میدهد که انحراف از الزامات ساخت، نصب یا بهرهبرداری ISO 5167 میتواند موجب ایجاد خطای اضافی شود و همیشه نمیتوان این خطاها را صرفاً با یک ضریب تصحیح جبران کرد.
اوریفیس پلیت یک صفحه فلزی دارای سوراخ دقیق است که بین فلنجهای خط لوله نصب میشود. این تجهیز قیمت اولیه نسبتاً مناسبی دارد، اما افت فشار دائمی آن معمولاً بیشتر از ونتوری است. اوریفیس برای مایعات تمیز، گازها و بخار کاربرد دارد، ولی در سیالات بسیار کثیف، خورنده یا دارای رسوب باید جنس، طراحی و شرایط نگهداری با دقت بررسی شود.
ونتوری متر دارای یک بخش همگرا، گلوگاه و بخش واگرا است. طراحی نرمتر مسیر جریان باعث میشود افت فشار دائمی آن کمتر از اوریفیس باشد. ونتوری برای خطوط با قطر بزرگ، آب، فاضلاب و جریانهایی که کاهش مصرف انرژی اهمیت دارد مناسب است، اما ابعاد و قیمت اولیه آن معمولاً بیشتر است.
Flow Nozzle نسبت به اوریفیس مقاومت بیشتری در برابر فرسایش و شرایط سرعت بالا دارد. به همین دلیل در اندازهگیری بخار، آب تغذیه بویلر و کاربردهای نیروگاهی استفاده میشود. انتخاب دقیق نازل باید بر اساس استاندارد، فشار طراحی، دمای کاری و مشخصات سیال انجام شود.
فلومتر الکترومغناطیسی که با نامهای Magnetic Flowmeter، Magmeter و فلومتر مغناطیسی شناخته میشود، برای اندازهگیری دبی حجمی مایعات دارای هدایت الکتریکی به کار میرود. اصل عملکرد آن بر قانون القای الکترومغناطیسی فارادی استوار است. در این فلومتر یک میدان مغناطیسی در عرض لوله ایجاد میشود. هنگامی که مایع رسانا از میدان عبور میکند، ولتاژی در دو الکترود ایجاد میشود. مقدار این ولتاژ با سرعت متوسط سیال متناسب است. ترانسمیتر با اندازهگیری ولتاژ و در نظر گرفتن قطر داخلی لوله، دبی حجمی را محاسبه میکند.
از آنجا که در یک فلومتر مغناطیسی فولبور مانع مکانیکی در مسیر وجود ندارد، افت فشار اضافی دستگاه بسیار کم است. این ویژگی باعث میشود Magmeter برای آب، فاضلاب، دوغاب، اسیدها، بازها، مواد شیمیایی و مایعات دارای ذرات جامد مناسب باشد. محدودیت اصلی این فناوری، نیاز به هدایت الکتریکی کافی است. فلومتر مغناطیسی برای هیدروکربنها، روغنهای غیررسانا، بیشتر حلالهای آلی و گازها مناسب نیست. برخی سازندگان برای محصولات خود حداقل هدایت الکتریکی مشخصی تعریف میکنند. برای نمونه، Endress+Hauser کاربرد مگمتر را برای مایعات رسانا و در برخی محصولات برای هدایت بالاتر از حدود ۵ میکروزیمنس بر سانتیمتر بیان میکند؛ بااینحال حد واقعی باید از دیتاشیت همان مدل بررسی شود.
لاینر داخلی و جنس الکترود از مهمترین پارامترهای انتخاب فلومتر مغناطیسی هستند. لاینرهایی مانند PTFE، PFA، لاستیک سخت، پلییورتان و مواد مشابه برای شرایط شیمیایی و دمایی متفاوت استفاده میشوند. الکترودها نیز ممکن است از استنلس استیل، Hastelloy، تانتالوم، تیتانیوم یا سایر آلیاژها ساخته شوند. در نصب Magmeter باید لوله کاملاً پر باشد. وجود حباب هوا، خالی شدن مقطعی خط یا رسوب روی الکترودها میتواند اندازهگیری را مختل کند. اتصال زمین یا Potential Equalization نیز برای کاهش نویز و ایجاد مرجع الکتریکی صحیح اهمیت زیادی دارد. نصب فلومتر در خط عمودی با جهت جریان رو به بالا اغلب به پر ماندن لوله کمک میکند. در لوله افقی، موقعیت الکترودها باید مطابق دستورالعمل سازنده باشد تا حباب هوا در بالا یا رسوب در پایین مستقیماً روی الکترودها قرار نگیرد.
فلومتر مغناطیسی فاقد قطعات متحرک است، افت فشار کمی دارد و برای سیالات خورنده یا دارای جامدات معلق گزینه مناسبی محسوب میشود. محدودهپذیری خوب، قابلیت اندازهگیری جریان دوطرفه و امکان تولید در سایزهای بسیار بزرگ از دیگر مزایای آن است.
عدم امکان اندازهگیری گاز، بخار و مایعات غیررسانا مهمترین محدودیت است. همچنین خالی بودن لوله، پوشش الکترود، نویز الکتریکی، انتخاب اشتباه لاینر و ارت نامناسب میتواند باعث ناپایداری خروجی شود.
فلومتر کوریولیس یا Coriolis Flowmeter یکی از دقیقترین و پیشرفتهترین تجهیزات اندازهگیری جریان جرمی است. درون این دستگاه یک یا چند لوله اندازهگیری توسط سیستم محرک به ارتعاش درمیآیند. هنگامی که سیال از لوله مرتعش عبور میکند، نیروی کوریولیس باعث ایجاد اختلاف فاز یا تغییر شکل مشخصی بین بخش ورودی و خروجی لوله میشود. سنسورها این اختلاف را اندازهگیری کرده و ترانسمیتر آن را به دبی جرمی تبدیل میکند. برخلاف بسیاری از فناوریها، اندازهگیری جرمی در فلومتر کوریولیس بهطور مستقیم انجام میشود و برای تبدیل دبی حجمی به جرمی الزاماً به اندازهگیری خارجی چگالی نیاز نیست. اصول عملکرد این فناوری بر تعامل نیروی کوریولیس با سیال عبوری و لوله اندازهگیری مرتعش استوار است.
فلومترهای کوریولیس معمولاً قادرند علاوه بر دبی جرمی، چگالی و دمای سیال را نیز اندازهگیری کنند. با استفاده از دبی جرمی و چگالی میتوان دبی حجمی را محاسبه کرد. برخی مدلها قابلیت محاسبه غلظت، درصد مواد محلول، Brix، API Density یا پارامترهای اختصاصی دیگر را نیز دارند. فلومتر کوریولیس به همین دلیل یک تجهیز چندمتغیره محسوب میشود. این فناوری برای مایعات و بسیاری از گازها قابل استفاده است و به هدایت الکتریکی سیال نیاز ندارد. اندازهگیری سوخت، روغن، مواد شیمیایی، افزودنیها، حلالها، مواد غذایی، دارویی و گازهای فرایندی از کاربردهای متداول آن است.
دقت بالا، تکرارپذیری مناسب و اندازهگیری مستقیم جرم از مهمترین مزایای Coriolis Flowmeter هستند. بااینحال قیمت فلومتر کوریولیس معمولاً از بسیاری از فناوریهای دیگر بیشتر است. وزن و ابعاد برخی مدلها، افت فشار، حساسیت به ارتعاشات شدید و تأثیر جریان دوفازی نیز باید بررسی شود. وجود گاز محبوس در مایع میتواند رفتار ارتعاشی لوله را تغییر دهد و باعث افزایش خطا یا ناپایداری شود. فناوریهای تشخیصی جدید تا حدی مدیریت Entrained Gas را بهبود دادهاند، اما انتخاب مدل مناسب و بررسی درصد گاز، الگوی جریان و نیاز دقت همچنان ضروری است. در نصب فلومتر کوریولیس باید از ایجاد تنش مکانیکی روی بدنه جلوگیری شود. لولهکشی باید بهدرستی ساپورت شده باشد و فلومتر نباید برای همراستا کردن فلنجهای نامنطبق استفاده شود. جهت نصب نیز بر اساس نوع سیال تعیین میشود؛ برای مایعات معمولاً باید از تجمع گاز و برای گازها از تجمع مایع در لوله اندازهگیری جلوگیری شود.
این فلومتر برای سیستمهای بچینگ دقیق، انتقال مالکیتی، تزریق افزودنی، اندازهگیری سوخت، خطوط تولید دارو، مواد غذایی و فرایندهایی که جرم واقعی ماده اهمیت دارد بسیار مناسب است. در کاربردهای کمارزش و خطوط بسیار بزرگ ممکن است هزینه خرید آن توجیه اقتصادی کمتری داشته باشد.
فلومتر اولتراسونیک از امواج صوتی با فرکانس بالا برای تعیین سرعت جریان استفاده میکند. این فناوری در مدلهای Inline، Insertion و Clamp-on تولید میشود. مدل Clamp-on بدون برش لوله و بدون تماس مستقیم سنسور با سیال روی سطح خارجی لوله نصب میشود. یکی از روشهای رایج، اندازهگیری اختلاف زمان عبور یا Transit Time است. در این روش دو مبدل صوتی امواج را در جهت جریان و خلاف جهت جریان ارسال و دریافت میکنند. موجی که در جهت جریان حرکت میکند زودتر از موج مخالف به مقصد میرسد. اختلاف زمان عبور با سرعت سیال مرتبط است.
فلومتر Transit-Time معمولاً برای مایعات نسبتاً تمیز مناسب است. حباب زیاد، ذرات جامد یا تضعیف شدید سیگنال میتواند اندازهگیری را دشوار کند. برای سیالات دارای ذرات یا حباب، در برخی شرایط از روش داپلر استفاده میشود. داپلر تغییر فرکانس موج بازتابشده از ذرات یا حبابهای متحرک را اندازهگیری میکند. مزیت مهم فلومتر اولتراسونیک Clamp-on این است که نصب آن باعث توقف طولانی فرایند، برش لوله یا افت فشار نمیشود. این مدل برای اندازهگیری موقت، ممیزی انرژی، بررسی عملکرد پمپ، خطوط با قطر بزرگ و سیالات خورنده مفید است.
دقت مدل Clamp-on به کیفیت اطلاعات ورودی وابسته است. جنس لوله، ضخامت دیواره، قطر واقعی، نوع لاینر، نوع سیال، فاصله سنسورها، وضعیت سطح لوله و کیفیت کوپلنت همگی روی نتیجه اثر دارند. وجود زنگزدگی شدید، رسوب داخلی یا لوله چندلایه میتواند کیفیت سیگنال را کاهش دهد. فلومترهای اولتراسونیک Inline معمولاً مسیر صوتی کنترلشدهتری دارند و میتوانند در کاربردهای دائمی و اندازهگیریهای دقیقتر استفاده شوند. مدلهای چندمسیره برای کاهش اثر پروفیل نامتقارن جریان و افزایش دقت در خطوط بزرگ به کار میروند. در خرید فلومتر اولتراسونیک باید مشخص شود که هدف اندازهگیری مایع است یا گاز. تجهیزات اولتراسونیک اندازهگیری گاز دارای طراحی، فرکانس، الگوریتم و ترانسدیوسرهای متفاوتی هستند. فشار گاز، ترکیب، سرعت صوت، رطوبت و شرایط فرایند باید بررسی شود.
عدم وجود قطعه متحرک، افت فشار ناچیز، امکان نصب غیرتماسی، قابلیت اندازهگیری لولههای بزرگ و مناسب بودن برای پایش موقت از مزایای اصلی این دستگاه است.
نیاز به نصب دقیق سنسورها، وابستگی به کیفیت لوله و سیگنال، تأثیر حباب یا ذرات و حساسیت به پروفیل جریان از مهمترین محدودیتها هستند. مدل Clamp-on همیشه جایگزین مستقیم یک فلومتر Inline کالیبرهشده نیست.
فلومتر ورتکس یا Vortex Flowmeter بر اساس تشکیل گردابههای کارمن کار میکند. درون مسیر جریان یک مانع با شکل مشخص که Shedder Bar نامیده میشود قرار دارد. عبور سیال از اطراف این مانع باعث تشکیل گردابههای متناوب در دو طرف آن میشود. فرکانس ایجاد گردابهها در محدوده عملکرد دستگاه با سرعت سیال متناسب است. سنسور داخلی تغییرات فشار یا نیروی ناشی از گردابهها را تشخیص داده و ترانسمیتر دبی حجمی را محاسبه میکند. اصل عملکرد ورتکس بر رابطه فرکانس گردابههای ایجادشده پشت مانع با سرعت جریان استوار است.
فلومتر ورتکس میتواند برای مایعات، گازها و بخار استفاده شود. این ویژگی آن را به گزینهای محبوب برای اندازهگیری بخار اشباع، بخار فوقگرم، هوای فشرده، گازهای صنعتی، آب داغ و برخی مایعات تبدیل کرده است. برای تشکیل گردابه پایدار، سرعت جریان باید از مقدار مشخصی بیشتر باشد. به همین دلیل ورتکس در دبیهای بسیار پایین ممکن است عملکرد مناسبی نداشته باشد. ویسکوزیته بالا و عدد رینولدز پایین نیز میتواند محدوده اندازهگیری را محدود کند. وجود ارتعاش مکانیکی شدید در خط ممکن است توسط سنسور بهعنوان سیگنال جریان تفسیر شود. فلومترهای جدید از الگوریتمهای فیلترینگ و حسگرهای پیشرفته برای جدا کردن ارتعاش فرایندی از سیگنال گردابه استفاده میکنند، ولی نصب صحیح همچنان ضروری است. برای تبدیل دبی حجمی بخار یا گاز به دبی جرمی، اندازهگیری فشار و دما موردنیاز است. برخی فلومترهای ورتکس دارای سنسور دمای داخلی هستند و میتوانند با ورودی فشار، دبی جرمی جبرانشده یا انرژی بخار را محاسبه کنند.
اندازهگیری بخار یکی از مهمترین کاربردهای ورتکس است. در این کاربرد باید نوع بخار، فشار، دما، کیفیت بخار، سرعت جریان، سایز خط و افت فشار بررسی شود. وجود ضربه قوچ، کندانس زیاد یا جریان دوفازی میتواند اندازهگیری را مختل کند.
فلومتر توربینی دارای یک روتور پرهدار است که در مسیر جریان قرار میگیرد. عبور سیال باعث چرخش روتور میشود و سرعت دورانی آن در محدوده مشخص با سرعت جریان تناسب دارد. یک Pickup مغناطیسی یا سنسور الکترونیکی عبور پرهها را تشخیص داده و پالس تولید میکند. فرکانس پالس با دبی لحظهای و تعداد کل پالسها با حجم کل عبوری مرتبط است. ضریب K یا K-Factor نشان میدهد به ازای هر واحد حجم چند پالس تولید میشود. این ضریب در فرایند کالیبراسیون تعیین شده و در نمایشگر، توتالایزر یا PLC وارد میشود.
فلومتر توربینی برای مایعات تمیز و کمویسکوز مانند آب، سوختهای سبک، حلالها و برخی هیدروکربنها مناسب است. مدلهای مخصوص گاز نیز وجود دارند، اما طراحی و شرایط عملکرد آنها با مدل مایع متفاوت است. مزیت این دستگاه پاسخ سریع، تکرارپذیری خوب و خروجی پالسی مناسب برای بچینگ است. در مقابل، وجود قطعات متحرک باعث حساسیت به ذرات، خوردگی، سایش و تغییر ویسکوزیته میشود. یاتاقانها و روتور ممکن است در طول زمان فرسوده شده و K-Factor تغییر کند.
پیش از خرید فلومتر توربینی باید حداقل و حداکثر ویسکوزیته، تمیزی سیال، سرعت مجاز، افت فشار و نیاز به فیلتر بررسی شود. نصب Strainer در بالادست میتواند از ورود ذرات جلوگیری کند، ولی خود فیلتر نیز به نگهداری نیاز دارد. تغییر ویسکوزیته، بهخصوص در دبی پایین، میتواند روی خطی بودن پاسخ تأثیر بگذارد. به همین دلیل استفاده از توربین برای روغنهای غلیظ یا سیالاتی که ویسکوزیته آنها با دما تغییر زیادی دارد باید با احتیاط انجام شود.
فلومتر جابهجایی مثبت یا Positive Displacement Flowmeter حجم مشخصی از سیال را در هر سیکل مکانیکی جدا کرده و عبور میدهد. با شمارش تعداد سیکلها میتوان حجم کل و دبی لحظهای را تعیین کرد. انواع مختلف این دستگاه شامل Oval Gear، Nutating Disc، Rotary Piston، Helical Gear و مدلهای مشابه است. هر مدل دارای مکانیزم داخلی مخصوصی است، اما همه آنها بر شمارش حجمهای مشخص از سیال تکیه دارند.
فلومتر جابهجایی مثبت برای مایعات ویسکوز مانند روغن، رزین، چسب، سوخت، شربت و مواد شیمیایی غلیظ مناسب است. برخلاف برخی فناوریهای سرعتی، افزایش ویسکوزیته در محدوده مجاز میتواند آببندی داخلی را بهتر کرده و لغزش را کاهش دهد. دقت و تکرارپذیری مناسب در دبی پایین از مزایای اصلی این نوع فلومتر است. به همین دلیل در سیستمهای تحویل سوخت، اندازهگیری روغن و بچینگ مواد ویسکوز کاربرد دارد. وجود اجزای متحرک، حساسیت به ذرات جامد و افت فشار از محدودیتهای دستگاه هستند. ذرات میتوانند بین چرخدندهها یا اجزای داخلی گیر کرده و باعث توقف یا آسیب شوند. نصب فیلتر مناسب در بسیاری از کاربردها ضروری است. در زمان بررسی قیمت فلومتر جابهجایی مثبت باید هزینه نگهداری، تعویض قطعات داخلی و افت فشار نیز در نظر گرفته شود. انتخاب جنس بدنه، روتور، آببند و یاتاقان باید با سازگاری شیمیایی سیال هماهنگ باشد.
روتامتر که با نام Variable Area Flowmeter شناخته میشود، از یک لوله مخروطی عمودی و یک شناور داخلی تشکیل شده است. سیال از پایین وارد لوله شده و شناور را به سمت بالا حرکت میدهد. شناور در نقطهای متوقف میشود که نیروهای وارد بر آن به تعادل برسند. با افزایش دبی، شناور بالاتر میرود و سطح عبور حلقوی بین شناور و دیواره لوله افزایش مییابد. موقعیت شناور روی مقیاس مدرج، مقدار دبی را نشان میدهد. روتامترهای شیشهای امکان مشاهده مستقیم جریان را فراهم میکنند و مدلهای فلزی برای فشار و دمای بالاتر استفاده میشوند.
سادگی، عدم نیاز به برق در مدل مکانیکی، قیمت مناسب و امکان مشاهده محلی جریان از مزایای روتامتر است. این دستگاه برای آزمایشگاه، سیستمهای تزریق، خطوط بایپس، پایش آب خنککن، گازهای کمفشار و کاربردهای ساده مناسب است. روتامتر سنتی باید بهصورت عمودی نصب شود و جهت جریان معمولاً از پایین به بالا است. تغییر چگالی یا ویسکوزیته سیال نسبت به شرایط کالیبراسیون میتواند باعث ایجاد خطا شود. مقیاس دستگاه معمولاً برای سیال، فشار و دمای مشخص طراحی شده است. در زمان خرید روتامتر باید نوع سیال، دبی، فشار، دما، جنس تیوب، جنس شناور، نوع اتصال و وجود خروجی الکتریکی مشخص شود. مدلهای پیشرفته دارای ترانسمیتر 4-20 mA، سوئیچ حد بالا و پایین یا نمایشگر دیجیتال هستند.
فلومتر جرمی حرارتی یا Thermal Mass Flowmeter بیشتر برای اندازهگیری دبی جرمی گازها استفاده میشود. این فناوری مقدار گرمای منتقلشده از یک سنسور گرمشونده به جریان گاز را اندازهگیری میکند. در یکی از طراحیهای رایج، دو حسگر دما وجود دارد که یکی دمای مرجع و دیگری دمای گرمشده را اندازهگیری میکند. جریان گاز گرما را از حسگر دور میکند. میزان انرژی موردنیاز برای حفظ اختلاف دمای ثابت یا تغییر دمای حسگر با نرخ جریان جرمی مرتبط است.
مزیت مهم این فلومتر، اندازهگیری مستقیم دبی جرمی گاز بدون نیاز دائمی به ترانسمیتر فشار و دما در بسیاری از کاربردها است. فلومتر حرارتی برای هوای فشرده، نیتروژن، اکسیژن، بیوگاز، گاز طبیعی، گازهای فلر و پایش مصرف گازهای صنعتی استفاده میشود. عملکرد فلومتر Thermal به خواص حرارتی و ترکیب گاز وابسته است. اگر ترکیب گاز نسبت به گاز کالیبراسیون تغییر کند، ممکن است خطای قابلتوجهی ایجاد شود. بنابراین برای مخلوطهای متغیر باید سازنده از ترکیب، محدوده تغییرات و شرایط واقعی مطلع باشد.
آلودگی حسگر با روغن، گردوغبار، رطوبت یا رسوب میتواند انتقال حرارت را تغییر دهد. در هوای فشرده آلوده یا گازهای فرایندی کثیف باید قابلیت تمیزکاری، نوع پراب و برنامه نگهداری بررسی شود. فلومترهای حرارتی در دو نوع Inline و Insertion ارائه میشوند. مدل Insertion برای لولههای بزرگ اقتصادیتر است، ولی محل قرارگیری، عمق ورود، پروفیل جریان و نیاز به لوله مستقیم اهمیت زیادی دارد. اصول، مزایا و محدودیتهای فلومتر جرمی حرارتی باید متناسب با هر کاربرد بررسی شوند.
در کانالهای باز، لوله کاملاً پر نیست و سطح آزاد مایع در تماس با هوا قرار دارد. به همین دلیل بسیاری از فلومترهای معمول خطوط بسته قابل استفاده نیستند. اندازهگیری جریان در کانال باز معمولاً با استفاده از فلوم، سرریز یا روش Area-Velocity انجام میشود. در روش فلوم یا سرریز، ارتفاع سطح مایع در نقطه مشخص اندازهگیری شده و با استفاده از رابطه هندسی سازه به دبی تبدیل میشود. فلوم پارشال و انواع Weir از تجهیزات رایج در تصفیهخانهها، کانالهای آبیاری و خروجیهای فاضلاب هستند.
سطح مایع ممکن است با سنسور اولتراسونیک، راداری یا فشار هیدرواستاتیک اندازهگیری شود. نصب صحیح سنسور، فاصله از آشفتگی، تجمع کف، رسوب و شرایط جریان پاییندست روی نتیجه اثر میگذارد. در روش Area-Velocity، سطح مقطع خیسشده و سرعت متوسط جریان اندازهگیری میشود. حاصلضرب این دو پارامتر دبی حجمی را ایجاد میکند. این روش برای کانالهایی که ساخت فلوم یا سرریز در آنها دشوار است کاربرد دارد. اندازهگیری کانال باز نیازمند شناخت هیدرولیک کانال، شرایط Backwater، رسوب، شکل مقطع و تغییرات سطح است. خرید فلومتر کانال باز بدون بررسی محل نصب میتواند منجر به انتخاب نامناسب سنسور یا رابطه محاسباتی شود.
| نوع فلومتر | سیال مناسب | مزیت اصلی | محدودیت اصلی | افت فشار |
|---|---|---|---|---|
| مغناطیسی | مایعات رسانا و دوغاب | بدون قطعه متحرک و مناسب سیالات کثیف | نامناسب برای گاز و مایعات غیررسانا | بسیار کم |
| کوریولیس | مایع و گاز | اندازهگیری مستقیم دبی جرمی و چگالی | قیمت بالا و حساسیت به جریان دوفازی | کم تا متوسط |
| اولتراسونیک | مایع یا گاز، بسته به مدل | امکان اندازهگیری بدون تماس و Clamp-on | وابستگی به کیفیت سیگنال و نصب | ناچیز |
| ورتکس | مایع، گاز و بخار | مناسب بخار و ساختار بدون قطعات متحرک | محدودیت در دبی پایین و سیالات ویسکوز | متوسط |
| توربینی | مایعات تمیز و کمویسکوز | پاسخ سریع و تکرارپذیری مناسب | قطعات متحرک و حساسیت به ذرات | متوسط |
| جابهجایی مثبت | مایعات تمیز و ویسکوز | دقت خوب در دبی پایین | نیاز به نگهداری و حساسیت به ذرات | متوسط تا زیاد |
| اختلاف فشاری | مایع، گاز و بخار | فناوری استاندارد و مناسب شرایط سخت | افت فشار و نیاز به خطوط ایمپالس | متوسط تا زیاد |
| روتامتر | مایع و گاز | ساده، اقتصادی و بدون نیاز به برق | نیاز به نصب عمودی و دقت محدودتر | کم |
| جرمی حرارتی | گاز | اندازهگیری جرمی و دامنهپذیری بالا | حساسیت به ترکیب و آلودگی گاز | کم |
این جدول یک راهنمای اولیه است و جایگزین بررسی مهندسی فرایند نیست. حتی در یک گروه مشخص، مدلهای مختلف ممکن است محدودیتهای متفاوتی از نظر فشار، دما، دقت، متریال و سایز داشته باشند.
انتخاب فلومتر نباید با این سؤال آغاز شود که کدام برند یا مدل ارزانتر است. سؤال صحیح این است که کدام فناوری در شرایط واقعی فرایند، دقت، پایداری، ایمنی و هزینه مالکیت مناسبتری ارائه میدهد. فرایند انتخاب باید با تهیه یک Datasheet کامل آغاز شود. این برگه باید اطلاعات سیال، شرایط عملیاتی، شرایط طراحی، مشخصات لوله، دقت موردنیاز، خروجی، استانداردها و محدودیتهای نصب را شامل شود.
اولین پارامتر، مشخص کردن مایع، گاز یا بخار بودن سیال است. یک فلومتر مغناطیسی برای آب رسانا مناسب است، اما برای هوا یا روغن هیدرولیک قابل استفاده نیست. ورتکس میتواند بخار را اندازهگیری کند، ولی در مایع بسیار ویسکوز ممکن است محدوده عملکرد محدودی داشته باشد. نام دقیق سیال نیز باید اعلام شود. عبارتهایی مانند «مواد شیمیایی» یا «گاز صنعتی» برای انتخاب کافی نیست. ترکیب، درصد اجزا، خورندگی، سمیت، اشتعالپذیری و احتمال تغییر ترکیب باید مشخص شود.
انتخاب بر اساس حداکثر دبی بهتنهایی اشتباه است. فلومتر باید در حداقل دبی نیز سیگنال کافی و دقت قابل قبول داشته باشد. برای مثال، یک ورتکس بزرگ ممکن است در دبی نرمال بسیار پایین هیچ گردابه قابلاندازهگیری تولید نکند. دبی راهاندازی، دبی نرمال، دبی حداقل، دبی حداکثر و شرایط غیرعادی باید جداگانه اعلام شوند. در برخی فرایندها دبی شستوشو یا CIP از دبی تولید بیشتر است و باید در سایزینگ لحاظ شود.
فشار و دمای حداقل، نرمال، حداکثر و طراحی باید مشخص شوند. دمای بالا روی انتخاب لاینر، آببند، الکترونیک و نوع نصب ترانسمیتر اثر میگذارد. فشار بالا نیز کلاس فلنج، ضخامت بدنه و استاندارد ساخت را تعیین میکند. در سرویس بخار، فقط اعلام فشار کافی نیست. اشباع یا فوقگرم بودن بخار، دمای واقعی و احتمال وجود کندانس باید بررسی شود.
چگالی برای تبدیل دبی حجمی به جرمی و سایزینگ برخی فلومترها ضروری است. ویسکوزیته روی عدد رینولدز، افت فشار و عملکرد توربین، ورتکس، روتامتر و جابهجایی مثبت تأثیر دارد. هدایت الکتریکی معیار اساسی انتخاب فلومتر مغناطیسی است. برای آب معمولی و فاضلاب معمولاً مشکلی وجود ندارد، ولی آب فوقخالص، حلالها و روغنها ممکن است هدایت کافی نداشته باشند.
باید مشخص شود سیال دارای ذرات جامد، الیاف، حباب، کف یا قطرات مایع است یا خیر. Magmeter معمولاً برای دوغابهای رسانا مناسب است، ولی توربین ممکن است در برابر ذرات آسیبپذیر باشد. جریان دوفازی یکی از منابع مهم خطا در بسیاری از فلومترها است. وجود گاز در مایع یا مایع در گاز میتواند چگالی، سرعت صوت، پروفیل جریان و رفتار سنسور را تغییر دهد.
قطر اسمی با قطر داخلی واقعی یکسان نیست. Schedule، ضخامت دیواره و لاینر داخلی روی قطر داخلی اثر دارند. برای فلومتر Clamp-on باید جنس، ضخامت و پوشش لوله نیز مشخص شود. خرید فلومتر همسایز با لوله همیشه تصمیم درستی نیست. گاهی برای دستیابی به سرعت مناسب باید قطر فلومتر کوچکتر انتخاب شود و از Reducer استفاده شود. البته افت فشار و خطر کاویتاسیون نیز باید محاسبه شود.
دقت باید بر اساس هدف اندازهگیری تعیین شود. پایش تقریبی آب خنککن با اندازهگیری انتقال مالکیتی سوخت نیاز یکسانی ندارد. درخواست دقت بسیار بالا بدون ضرورت، قیمت فلومتر و هزینه کالیبراسیون را افزایش میدهد. برای انتخاب دقت باید کل حلقه اندازهگیری بررسی شود. حتی یک فلومتر بسیار دقیق، در صورت نصب اشتباه، کابلکشی نامناسب یا استفاده از داده چگالی نادرست، نتیجه دقیقی ارائه نمیدهد.
خروجیهای متداول شامل 4-20 mA، پالس، فرکانس، رله، HART، Modbus، Profibus، Foundation Fieldbus، EtherNet/IP و پروتکلهای صنعتی دیگر هستند. برای توتالایزر و بچینگ، خروجی پالس اهمیت دارد. برای سیستم کنترل، 4-20 mA یا پروتکل دیجیتال مورد استفاده قرار میگیرد. سازگاری با PLC یا DCS باید پیش از سفارش بررسی شود.
دمای محیط، رطوبت، بارندگی، گردوغبار، شستوشوی فشارقوی، غوطهوری و تابش مستقیم آفتاب روی انتخاب درجه حفاظت اثر دارند. IP65، IP67، IP68 و NEMA دارای الزامات متفاوتی هستند. در محیطهای دارای گاز یا گردوغبار قابلانفجار، تأییدیههایی مانند ATEX، IECEx یا استاندارد محلی موردنیاز است. نوع حفاظت Ex d، Ex i یا سایر روشها باید با طبقهبندی منطقه هماهنگ باشد.
بدنه، لاینر، الکترود، تیوب، دیافراگم و O-ring باید در برابر سیال مقاوم باشند. استنلس استیل 316 همیشه برای تمام مواد شیمیایی مناسب نیست. برای اسیدها، کلرایدها، حلالها و مواد بسیار خورنده ممکن است Hastelloy، تانتالوم، تیتانیوم، PTFE یا متریال دیگری لازم باشد. انتخاب متریال باید بر اساس غلظت، دما، فشار و سرعت جریان انجام شود. جدول سازگاری شیمیایی یک راهنمای اولیه است و در کاربرد حساس باید با سازنده یا متخصص متریال مشورت شود.
سایزینگ به معنای انتخاب قطر و محدوده اندازهگیری مناسب بر اساس شرایط فرایند است. انتخاب اشتباه سایز میتواند حتی بهترین Flowmeter را به تجهیزی ناکارآمد تبدیل کند. اگر سایز دستگاه بیش از حد بزرگ باشد، سرعت جریان کاهش یافته و سیگنال اندازهگیری ضعیف میشود. ورتکس ممکن است زیر حداقل عدد رینولدز کار کند، توربین به سرعت لازم نرسد و مگمتر در دبی پایین دقت مطلوب نداشته باشد. اگر سایز بیش از حد کوچک باشد، سرعت و افت فشار افزایش پیدا میکند. این شرایط میتواند باعث کاویتاسیون، نویز، فرسایش، افزایش مصرف انرژی یا محدود شدن ظرفیت فرایند شود.
در سایزینگ باید حداقل، نرمال و حداکثر دبی، چگالی، ویسکوزیته، فشار، دما و فشار بخار سیال وارد نرمافزار یا محاسبات شود. برای گازها، شرایط واقعی و استاندارد نباید با یکدیگر اشتباه شوند. بسیاری از سازندگان نرمافزار اختصاصی سایزینگ ارائه میکنند. خروجی سایزینگ معمولاً سرعت، افت فشار، محدوده قابلاندازهگیری، دقت و هشدارهای کاربردی را نشان میدهد. تأیید نهایی باید بر اساس دیتاشیت رسمی مدل انجام شود.
نصب صحیح به اندازه انتخاب فناوری اهمیت دارد. درصد قابلتوجهی از مشکلات اندازهگیری جریان به نصب نامناسب، پروفیل جریان آشفته، خالی بودن لوله، ارت اشتباه یا شرایط فرایندی مربوط میشود و نه خرابی خود دستگاه.
زانویی، شیر، سهراهی، پمپ و تغییر قطر میتوانند پروفیل سرعت را نامتقارن یا چرخشی کنند. بسیاری از فلومترها برای بازیابی پروفیل مناسب به طول مشخصی از لوله مستقیم نیاز دارند. مقدار دقیق Straight Run به فناوری، مدل، نوع اغتشاش و دستورالعمل سازنده بستگی دارد. نباید یک قانون ثابت مانند ۱۰D و ۵D را برای همه فلومترها در نظر گرفت. برخی نصبها به طول بیشتر و برخی محصولات جدید به طول کمتری نیاز دارند. در استانداردها و مستندات سازندگان، اثر شرایط نصب و اجزای بالادست بر اندازهگیری بررسی شده است. رعایت نکردن الزامات میتواند عدم قطعیت را افزایش دهد.
فلومترهای مایع معمولاً برای کار در لوله کاملاً پر طراحی میشوند. نصب در بالاترین نقطه خط میتواند باعث تجمع هوا و خالی شدن بخش بالایی لوله شود. برای حفظ پر بودن لوله، نصب در بخش صعودی، پایینتر از مخزن یا در قسمت مناسب یک لوپ لولهکشی توصیه میشود. محل نصب باید با دستورالعمل سازنده تطبیق داده شود.
در لوله افقی، وضعیت سنسور باید بهگونهای باشد که حباب در بالای سنسور و رسوب در پایین آن باعث اختلال نشود. این موضوع در مگمتر، کوریولیس، اولتراسونیک و سایر فناوریها اهمیت دارد. جهت نصب باید بر اساس مایع یا گاز بودن سیال انتخاب شود. برای گاز باید از ایجاد تله مایع و برای مایع از ایجاد تله گاز جلوگیری شود.
در بسیاری از کاربردهای مایع بهتر است شیر کنترلی در پاییندست فلومتر نصب شود تا فشار داخل دستگاه حفظ شده و احتمال کاویتاسیون یا خالی شدن خط کاهش یابد. بااینحال آرایش نهایی به فرایند و توصیه سازنده وابسته است. باز و بسته شدن سریع شیر میتواند ضربه هیدرولیکی ایجاد کند. این پدیده علاوه بر آسیب مکانیکی ممکن است خروجی فلومتر را ناپایدار کند.
فلومتر مغناطیسی برای ایجاد مرجع الکتریکی مناسب به Grounding یا Potential Equalization نیاز دارد. در لولههای غیرفلزی یا دارای پوشش داخلی ممکن است رینگ ارت یا الکترود زمین موردنیاز باشد. کابل سیگنال باید از کابلهای قدرت، موتور و اینورتر فاصله داشته باشد. شیلدینگ و اتصال زمین باید دقیقاً مطابق نقشه سازنده انجام شود.
فلومتر نباید بهعنوان تکیهگاه لوله یا ابزار اصلاح ناهمراستایی فلنجها استفاده شود. تنش مکانیکی میتواند به بدنه، فلنج، لاینر یا تیوب اندازهگیری آسیب برساند. لولههای قبل و بعد از دستگاه باید ساپورت مناسب داشته باشند. در تجهیزات سنگین مانند برخی مدلهای کوریولیس، طراحی ساپورت اهمیت بیشتری دارد.
فلش روی بدنه جهت جریان مرجع را نشان میدهد. بسیاری از فلومترهای دیجیتال توانایی اندازهگیری جریان معکوس را دارند، اما علامت خروجی و توتالایزر باید متناسب با تنظیمات سیستم باشد. در صورت امکان جریان معکوس در فرایند، نحوه ثبت Forward، Reverse و Net Total باید در زمان راهاندازی مشخص شود.
اگر فشار مایع در داخل فلومتر از فشار بخار آن کمتر شود، حباب بخار تشکیل میشود. فروپاشی این حبابها میتواند نویز، خطا، لرزش و آسیب مکانیکی ایجاد کند. کاهش بیش از حد قطر، شیر پاییندست نامناسب، دمای بالا یا فشار ورودی کم میتواند احتمال کاویتاسیون را افزایش دهد. محاسبه افت فشار باید بخشی از سایزینگ باشد.
کالیبراسیون فرایندی است که در آن خروجی فلومتر با یک مرجع قابل ردیابی مقایسه میشود. هدف، تعیین خطا، ضریب تصحیح، تکرارپذیری و وضعیت عملکرد دستگاه است. فلومترها معمولاً در کارخانه با استفاده از Rig کالیبراسیون مایع یا گاز آزمایش میشوند. مرجع ممکن است سیستم توزین، مخزن حجمی، Prover، فلومتر مرجع یا روشهای استاندارد دیگر باشد. کالیبراسیون باید محدوده واقعی کاربرد را پوشش دهد. کالیبره کردن دستگاه فقط در یک نقطه نمیتواند خطی بودن آن را در کل محدوده ثابت کند. تعداد نقاط به نوع دستگاه، استاندارد، هدف و سطح دقت موردنیاز وابسته است.
گواهی کالیبراسیون باید شامل مشخصات تجهیز، شماره سریال، شرایط آزمون، سیال کالیبراسیون، نقاط دبی، نتایج قبل و بعد از تنظیم، عدم قطعیت و قابلیت ردیابی مرجع باشد. فاصله زمانی کالیبراسیون یک عدد ثابت برای همه کاربردها نیست. اهمیت اندازهگیری، سابقه Drift، شرایط سیال، الزامات قانونی و توصیه سازنده باید بررسی شود. در یک اندازهگیری انتقال مالکیتی یا دارویی ممکن است کالیبراسیون دورهای سختگیرانهتری نسبت به پایش آب خنککن لازم باشد.
برخی فلومترهای مدرن دارای سیستم تشخیص داخلی و Meter Verification هستند. این قابلیت میتواند سلامت سنسور و اجزای الکترونیکی را ارزیابی کند، اما همیشه جایگزین کالیبراسیون مرجع نیست. نوع تست، سطح پوشش و پذیرش قانونی باید بررسی شود. Emerson نیز ابزارهای Smart Meter Verification را برای برخی فلومترهای کوریولیس، مغناطیسی و اولتراسونیک ارائه میکند.
کالیبراسیون به معنی مقایسه خروجی دستگاه با مرجع و ثبت خطا است. در تعریف دقیق، کالیبراسیون الزاماً شامل تغییر تنظیمات دستگاه نیست. تنظیم یا Adjustment زمانی انجام میشود که ضرایب دستگاه تغییر داده شوند تا خروجی به مقدار مرجع نزدیکتر شود. پس از تنظیم، معمولاً یک کالیبراسیون مجدد برای تأیید نتیجه انجام میشود.
Verification یا صحهگذاری بررسی میکند که دستگاه همچنان معیارهای از پیش تعیینشده را برآورده میکند یا خیر. این بررسی ممکن است با تست داخلی، مقایسه با فلومتر پرتابل، تراز جرمی یا روشهای دیگر انجام شود. Proving بیشتر در اندازهگیری انتقال مالکیتی استفاده میشود و در آن ضریب Meter Factor تحت شرایط عملیاتی تعیین میشود. انتخاب روش به نوع فلومتر، استاندارد صنعت و سطح دقت بستگی دارد.
عدم قطعیت، بازهای را نشان میدهد که انتظار میرود مقدار واقعی با سطح اطمینان مشخص در آن قرار داشته باشد. این مفهوم با خطا یکسان نیست. خطا اختلاف بین مقدار اندازهگیریشده و مقدار مرجع است، در حالی که عدم قطعیت میزان اطمینان به نتیجه را بیان میکند. عدم قطعیت کل فقط به دقت اعلامشده فلومتر محدود نمیشود. کالیبراسیون، نصب، دما، فشار، چگالی، قطر لوله، پروفیل جریان، رزولوشن خروجی و سیستم ثبت داده همگی میتوانند سهم داشته باشند.
در سیستم اختلاف فشاری، عدم قطعیت ترانسمیتر DP، المان اولیه، قطرها، ضرایب، چگالی و فشار و دما باید ترکیب شوند. در اولتراسونیک Clamp-on، عدم قطعیت قطر و ضخامت لوله نیز میتواند مهم باشد. برای کاربردهای مالی، انتقال مالکیتی یا بالانس انرژی باید بودجه عدم قطعیت تهیه شود. مقایسه دو فلومتر فقط بر اساس عدد Accuracy روی کاتالوگ ممکن است تصمیمگیری اشتباهی ایجاد کند.
استاندارد موردنیاز به فناوری، سیال، صنعت و کشور بستگی دارد. ISO 5167 یکی از استانداردهای مهم تجهیزات اختلاف فشاری در لولههای پر است و الزامات اوریفیس، نازل، ونتوری، Cone و Wedge را پوشش میدهد. برای کنتورهای آب سرد آشامیدنی و آب گرم، OIML R 49 الزامات مترولوژیکی و فنی را ارائه میکند. نسخه OIML R 49:2024 شامل الزامات مرتبط با واترمترها است و در پروژههای اندازهگیری قانونی آب اهمیت دارد. استانداردهای ASME MFC نیز فناوریهای مختلف اندازهگیری جریان در مجاری بسته را پوشش میدهند. استانداردهای صنایع نفت و گاز مانند API MPMS و استانداردهای AGA نیز ممکن است برای انتقال مالکیتی هیدروکربنها و گاز طبیعی موردنیاز باشند.
در صنایع غذایی و دارویی، علاوه بر دقت، الزامات بهداشتی، قابلیت CIP/SIP، سطح زبری، Drainability و نوع اتصال اهمیت دارند. استانداردها و گواهیهایی مانند 3-A، EHEDG یا الزامات GMP ممکن است مطرح باشند. وجود یک استاندارد روی کاتالوگ به معنی مناسب بودن خودکار محصول برای پروژه نیست. نسخه استاندارد، محدوده کاربرد و گواهی واقعی مدل باید بررسی شود.
فلومتر در آب و فاضلاب برای اندازهگیری آب خام، آب آشامیدنی، آب ورودی تصفیهخانه، لجن، مواد شیمیایی تزریقی، آب خروجی و توزیع شبکه استفاده میشود. فلومتر مغناطیسی یکی از متداولترین فناوریها در صنعت آب است، زیرا آب و فاضلاب معمولاً هدایت الکتریکی کافی دارند و دستگاه بدون مانع داخلی میتواند سیالات دارای ذرات را اندازهگیری کند. Siemens نیز فناوری الکترومغناطیسی را از فناوریهای پرکاربرد اندازهگیری جریان در صنعت آب معرفی میکند.
برای لولههای بزرگ یا اندازهگیری موقت، فلومتر اولتراسونیک Clamp-on کاربرد دارد. در کانال باز، فلوم، سرریز و سنسور سطح استفاده میشود. در خرید فلومتر آب باید استاندارد آب آشامیدنی، پوشش داخلی، فشار کاری، قابلیت غوطهوری، دفن مستقیم و امکان تأمین برق بررسی شود.
در این صنعت فلومتر برای اندازهگیری نفت خام، فرآوردهها، گاز طبیعی، سوخت، بخار، آب تزریقی، مواد شیمیایی و جریان فلر استفاده میشود. فلومتر کوریولیس برای اندازهگیری جرمی مایعات، فلومتر اولتراسونیک چندمسیره برای خطوط بزرگ گاز یا مایع، توربین و جابهجایی مثبت برای برخی سرویسهای هیدروکربنی و تجهیزات اختلاف فشاری برای گاز و بخار به کار میروند. در انتقال مالکیتی، دقت، تکرارپذیری، قابلیت Proving، استانداردهای API یا AGA و تأییدیه قانونی اهمیت زیادی دارد. متریال، کلاس فشاری، الزامات ضدانفجار و قابلیت تحمل شرایط محیطی سخت باید در زمان سفارش مشخص شوند.
در خطوط تولید نوشیدنی، لبنیات، روغن خوراکی، شربت، آب، بخار و محلولهای شستوشو از فلومتر استفاده میشود. فلومتر کوریولیس برای دوزینگ جرمی، چگالی و غلظت مناسب است. فلومتر مغناطیسی بهداشتی نیز برای مایعات رسانا کاربرد دارد. طراحی بدون فضای مرده، اتصالات بهداشتی، زبری سطح، قابلیت CIP/SIP و سازگاری با دمای شستوشو اهمیت دارند. در انتخاب Flowmeter غذایی نباید فقط جنس استنلس استیل بررسی شود؛ طراحی مکانیکی، گواهیهای بهداشتی و نوع الاستومر نیز مهم هستند.
در صنعت دارو دقت، تکرارپذیری، قابلیت ردیابی، تمیزکاری و مستندسازی اهمیت بسیار بالایی دارند. فلومتر برای آب خالص، WFI، حلالها، مواد فعال، محیط کشت و محلولهای شستوشو استفاده میشود. فلومتر کوریولیس بهداشتی، مگمتر بهداشتی و برخی فلومترهای اولتراسونیک یکبارمصرف میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. قابلیت تخلیه کامل، حجم داخلی کم، مستندات متریال و گواهی کالیبراسیون باید بررسی شود. قیمت فلومتر دارویی معمولاً به دلیل متریال، کیفیت سطح، مدارک و الزامات اعتبارسنجی بالاتر از مدل عمومی است.
فلومتر در نیروگاه برای بخار، آب تغذیه، کندانس، سوخت، آب خنککن و هوای فشرده استفاده میشود. ورتکس، اختلاف فشاری، اولتراسونیک و کوریولیس بسته به سرویس کاربرد دارند. برای بخار فوقگرم، فشار و دمای بالا باید بهدقت بررسی شود. اندازهگیری انرژی بخار نیازمند دبی جرمی یا دبی جبرانشده و دادههای ترمودینامیکی مناسب است. خطوط ایمپالس در سیستم DP باید بهدرستی طراحی شوند تا کندانس، گرفتگی و اختلاف ارتفاع موجب خطا نشود.
تنوع سیالات خورنده، سمی، اشتعالپذیر و ویسکوز در صنایع شیمیایی باعث میشود انتخاب متریال اهمیت زیادی داشته باشد. مگمتر با لاینر PTFE و الکترود مناسب برای مایعات رسانای خورنده، و کوریولیس برای حلالها و مواد غیررسانا قابل استفاده است. استفاده از فلومتر بدون بررسی سازگاری شیمیایی ممکن است باعث سوراخ شدن لاینر، خوردگی الکترود یا نشتی خطرناک شود. در سرویسهای سمی، طراحی Secondary Containment و تشخیص خرابی تیوب نیز ممکن است موردنیاز باشد.
فلومتر جرمی حرارتی، ورتکس و اختلاف فشاری از فناوریهای قابل استفاده برای هوای فشرده هستند. پایش دبی هوای فشرده به شناسایی نشتی، توزیع هزینه بین واحدها و ارزیابی راندمان کمپرسور کمک میکند. در فلومتر حرارتی باید فشار، دما، رطوبت، روغن و کیفیت هوا بررسی شود. نصب Insertion نیز به قطر داخلی دقیق و پروفیل جریان مناسب نیاز دارد. اعلام دبی هوای فشرده باید همراه با شرایط مرجع باشد تا مقایسه مصرفها معنیدار باشد.
اولین اشتباه، انتخاب فلومتر صرفاً بر اساس قطر لوله است. قطر تنها یکی از پارامترهاست و دبی، سرعت، افت فشار و خواص سیال باید بررسی شوند. اشتباه دوم، توجه نکردن به حداقل دبی است. دستگاه ممکن است حداکثر جریان را تحمل کند، اما در جریان عادی زیر محدوده قابلاندازهگیری کار کند. اشتباه سوم، انتخاب فناوری ناسازگار با سیال است؛ مانند استفاده از مگمتر برای روغن غیررسانا یا توربین برای دوغاب دارای ذرات. اشتباه چهارم، نادیده گرفتن شرایط نصب است. ممکن است محصول روی کاغذ مناسب باشد، اما در محل فضای کافی برای لوله مستقیم وجود نداشته باشد. اشتباه پنجم، مقایسه قیمت فلومتر بدون مقایسه مشخصات کامل است. دو دستگاه همسایز ممکن است از نظر دقت، متریال، فشار، خروجی، تأییدیه و گواهی کالیبراسیون کاملاً متفاوت باشند. اشتباه ششم، اعلام نکردن شرایط غیرعادی مانند شستوشو، دمای استریلیزاسیون، ضربه فشار، جریان معکوس یا خالی شدن لوله است. اشتباه هفتم، خرید محصول بدون خدمات فنی و قطعات یدکی است. فلومتر بخشی از یک حلقه اندازهگیری است و راهاندازی، تنظیم، عیبیابی و کالیبراسیون آن اهمیت دارد.
برای خرید فلومتر ابتدا باید یک فرم اطلاعات فرایندی تهیه شود. این فرم باید شامل نام و ترکیب سیال، حالت فیزیکی، حداقل و حداکثر دبی، فشار، دما، چگالی، ویسکوزیته، هدایت الکتریکی و وجود ذرات یا حباب باشد. در مرحله دوم، مشخصات مکانیکی مانند سایز لوله، Schedule، جنس لوله، استاندارد و کلاس فلنج، فضای نصب و طول لوله مستقیم بررسی میشود. در مرحله سوم، نیاز عملکردی تعیین میشود. دقت، تکرارپذیری، توتالایزر، جریان دوطرفه، نمایشگر، خروجی پالس، 4-20 mA، HART یا Modbus باید مشخص شوند.
در مرحله چهارم، شرایط محیطی و ایمنی مانند IP، دمای محیط، منطقه خطرناک، ATEX، IECEx و مقاومت در برابر خوردگی بررسی میشوند. در مرحله پنجم، هزینه کل مالکیت ارزیابی میشود. قیمت اولیه، هزینه نصب، افت انرژی، نیاز به کالیبراسیون، قطعات مصرفی، توقف فرایند و طول عمر باید در نظر گرفته شوند. هنگام دریافت پیشنهاد فروش، تنها به نام مدل و قیمت فلومتر اکتفا نکنید. فروشنده باید Datasheet، کد سفارش، متریال اجزای در تماس با سیال، محدوده دبی، دقت، فشار و دمای مجاز و نوع خروجی را ارائه کند.
شماره فنی کامل اهمیت زیادی دارد. تغییر یک کاراکتر در Order Code ممکن است جنس لاینر، نوع الکترود، کلاس فلنج، تأییدیه ضدانفجار یا منبع تغذیه را تغییر دهد. در خرید فلومتر دستدوم، باید سابقه سیال، وضعیت لاینر، خوردگی، شماره سریال، نرمافزار، سنسور و ترانسمیتر، امکان تهیه قطعات و گواهی کالیبراسیون بررسی شود. ظاهر سالم الزاماً نشاندهنده دقت مناسب نیست.
برای دریافت قیمت دقیق فلومتر بهتر است اطلاعات زیر همراه استعلام ارسال شوند:
۱. نوع و نام دقیق سیال
۲. حالت سیال شامل مایع، گاز یا بخار
۳. دبی حداقل، نرمال و حداکثر
۴. فشار کاری و فشار طراحی
۵. دمای کاری و دمای طراحی
۶. چگالی و ویسکوزیته
۷. هدایت الکتریکی برای مگمتر
۸. سایز، Schedule و جنس لوله
۹. نوع و استاندارد اتصال
۱۰. متریال موردنیاز
۱۱. دقت و تکرارپذیری
۱۲. نوع خروجی و پروتکل
۱۳. برق تغذیه
۱۴. درجه حفاظت
۱۵. تأییدیه ضدانفجار
۱۶. مدل یکپارچه یا Remote
۱۷. نیاز به نمایشگر و توتالایزر
۱۸. گواهی کالیبراسیون و استانداردهای لازم
ارسال اطلاعات ناقص باعث میشود فروشنده بر اساس فرضیات پیشنهاد ارائه دهد. این فرضیات ممکن است با شرایط واقعی پروژه سازگار نباشند و در مرحله نصب هزینه بیشتری ایجاد کنند.
قیمت فلومتر تحت تأثیر فناوری اندازهگیری قرار دارد. روتامتر ساده معمولاً از یک فلومتر کوریولیس چندمتغیره ارزانتر است، اما این مقایسه فقط زمانی معنی دارد که هر دو برای کاربرد مناسب باشند. سایز لوله یکی از عوامل مهم است. افزایش قطر معمولاً باعث افزایش مقدار متریال، وزن، ابعاد سنسور و قیمت میشود. این اثر در مدلهای کوریولیس و فلنجی بزرگ محسوستر است. جنس قطعات در تماس با سیال نیز قیمت را تغییر میدهد. Hastelloy، تانتالوم، تیتانیوم، آلیاژهای نیکل و لاینرهای ویژه از استنلس استیل یا لاستیک معمولی گرانتر هستند.
کلاس فشار، دمای بالا، طراحی Cryogenic، فلنجهای خاص و استانداردهای ویژه قیمت را افزایش میدهند. دقت و محدودهپذیری بالاتر به طراحی، کالیبراسیون و الکترونیک پیشرفتهتری نیاز دارد. گواهی کالیبراسیون چندنقطهای معتبر نیز هزینه جداگانه ایجاد میکند. تأییدیههای ATEX، IECEx، SIL، استاندارد بهداشتی، Marine و Custody Transfer میتوانند روی قیمت فلومتر اثر بگذارند. نوع ترانسمیتر، نمایشگر، دیتالاگر، خروجیها، ارتباطات دیجیتال و قابلیتهای تشخیصی نیز در قیمت مؤثرند. کشور سازنده، برند، خدمات پس از فروش، موجودی، نرخ ارز، هزینه حمل و گمرک از عوامل تجاری مؤثر هستند. بنابراین برای مقایسه واقعی، باید کد فنی کامل و شرایط تحویل یکسان باشند. ارزانترین فلومتر لزوماً اقتصادیترین انتخاب نیست. دستگاهی که افت فشار بالا، خرابی مکرر یا خطای زیاد دارد ممکن است هزینه انرژی، تعمیرات و اتلاف محصول را افزایش دهد.
برنامه نگهداری باید متناسب با فناوری و شرایط سیال تدوین شود. فلومتر بدون قطعه متحرک نیز کاملاً بدون نیاز به نگهداری نیست؛ رسوب، خوردگی، تغییر صفر، خرابی کابل یا مشکلات فرایندی ممکن است رخ دهد. در فلومتر مغناطیسی باید وضعیت لاینر، الکترود، اتصال زمین و خالی بودن لوله بررسی شود. رسوب عایق روی الکترود میتواند سیگنال را تضعیف کند.
در فلومتر توربینی و جابهجایی مثبت، وضعیت روتور، یاتاقان، چرخدنده، فیلتر و افت فشار اهمیت دارد. افزایش اصطکاک میتواند دبی پایین را کمتر از مقدار واقعی نمایش دهد. در سیستم اختلاف فشاری باید خطوط ایمپالس، منیفولد، نشتی، گرفتگی و Zero ترانسمیتر بررسی شوند. در فلومتر اولتراسونیک Clamp-on، وضعیت کوپلنت، بستها، محل سنسورها و اطلاعات لوله باید کنترل شود. جابهجایی سنسور میتواند نتیجه را تغییر دهد. در فلومتر کوریولیس باید Zero Verification، رسوب داخلی، ارتعاش، تنش لوله و پیامهای تشخیصی بررسی شوند. ثبت تاریخچه خطا، کالیبراسیون و شرایط فرایند کمک میکند Drift یا خرابی تدریجی شناسایی شود. نگهداری مبتنی بر وضعیت میتواند از تعویض بیمورد و توقف ناگهانی جلوگیری کند.
علت میتواند قطع برق، سیمکشی اشتباه، بسته بودن شیر، خالی بودن لوله، دبی کمتر از Cutoff، خرابی سنسور یا تنظیم اشتباه جهت جریان باشد. در مگمتر باید هدایت سیال، ارت و وضعیت Empty Pipe بررسی شود. در توربین ممکن است روتور گیر کرده باشد. در ورتکس احتمال دارد دبی زیر حداقل سرعت باشد.
نوسان میتواند ناشی از جریان ضربانی پمپ، حباب، دوفازی بودن، ارتعاش، شیر نزدیک، نویز الکتریکی یا تنظیم نامناسب Damping باشد. افزایش Damping ممکن است نمایش را آرام کند، اما علت واقعی نوسان باید شناسایی شود. فیلتر نرمافزاری نباید برای پنهان کردن مشکل فرایندی استفاده شود.
ابتدا باید صحت مرجع مقایسه بررسی شود. حجم مخزن، زمان، چگالی، واحدها و شرایط استاندارد گاز ممکن است اشتباه باشند. پس از آن، سایز لوله، ضریب K، جهت جریان، Zero، رسوب، بایپس و نشتی بررسی میشوند.
اشتباه در Pulse Value، واحد حجم، ضریب Scale، جهت جریان یا تنظیم Net Total میتواند باعث خطا شود. در PLC باید تعداد پالس، سرعت ورودی و احتمال از دست رفتن پالس در فرکانس بالا بررسی شود.
محدوده URV و LRV، حالت Active یا Passive، مقاومت حلقه، منبع تغذیه و Scaling در PLC باید کنترل شوند. ممکن است فلومتر درست اندازهگیری کند، اما تبدیل سیگنال در PLC اشتباه تنظیم شده باشد.
فلومترهای جدید فقط یک سیگنال دبی تولید نمیکنند. بسیاری از آنها دارای تشخیص خالی بودن لوله، رسوب، گاز محبوس، وضعیت سنسور، دمای الکترونیک و سلامت اندازهگیری هستند. پروتکلهایی مانند HART و Fieldbus امکان مشاهده متغیرهای ثانویه، خطاها، تنظیمات و دادههای تشخیصی را فراهم میکنند. برخی دستگاهها دارای وبسرور، ارتباط بیسیم، بلوتوث صنعتی یا نرمافزار پیکربندی هستند. امنیت سایبری، مدیریت رمز عبور و کنترل دسترسی باید در تجهیزات متصل در نظر گرفته شود.
دادههای تشخیصی میتوانند برای نگهداری پیشبینانه استفاده شوند. برای مثال تغییر تدریجی Drive Gain یا Density در یک کوریولیس ممکن است نشانه رسوب یا تغییر شرایط فرایند باشد. بااینحال ویژگی هوشمند جایگزین انتخاب و نصب صحیح نیست. یک Flowmeter پیشرفته نیز در لوله خالی یا فناوری نامناسب نتیجه قابل اعتمادی ارائه نمیدهد.
فلومتر نرخ جریان را اندازهگیری میکند و معمولاً مقدار عددی دبی را نمایش میدهد یا به سیستم کنترل ارسال میکند. فلو سوئیچ فقط عبور جریان از یک حد مشخص را تشخیص میدهد. خروجی آن معمولاً وضعیت روشن یا خاموش است و برای حفاظت پمپ، تأیید جریان خنککن یا آلارم استفاده میشود. فلو ترانسمیتر بخشی است که سیگنال سنسور را پردازش کرده و خروجی استاندارد تولید میکند. در برخی محصولات سنسور و ترانسمیتر یکپارچه و در برخی دیگر جدا هستند. یک دستگاه میتواند همزمان فلومتر، ترانسمیتر، نمایشگر و توتالایزر باشد. بنابراین هنگام استعلام باید عملکرد موردنیاز بهوضوح بیان شود.
فلومتر Inline در مسیر لوله نصب میشود و تمام جریان از داخل سنسور عبور میکند. این مدل معمولاً دقت و کنترل هندسی بهتری دارد، ولی نصب آن نیازمند برش لوله و توقف فرایند است. فلومتر Insertion از طریق یک اتصال یا هاتتپ وارد لوله میشود و سرعت را در یک نقطه یا چند نقطه اندازهگیری میکند. این مدل برای قطرهای بزرگ اقتصادی است، اما به پروفیل جریان و عمق ورود حساس است. فلومتر Clamp-on روی سطح خارجی لوله نصب میشود و با سیال تماس ندارد. نصب سریع و عدم افت فشار از مزایای آن است، ولی دقت به اطلاعات لوله و کیفیت سیگنال وابسته است. انتخاب بین این مدلها باید بر اساس دقت، توقف مجاز، قطر لوله، خطر فرایند و هزینه نصب انجام شود.
فلومتر تجهیزی است که میزان عبور مایع، گاز یا بخار را در واحد زمان اندازهگیری میکند. خروجی میتواند بهصورت دبی حجمی، دبی جرمی یا مقدار کل عبوری باشد. دستگاه ممکن است دارای نمایشگر محلی، توتالایزر و خروجی برای PLC یا DCS باشد.
یک نوع مشخص برای همه کاربردها بهترین نیست. برای آب و فاضلاب معمولاً مگمتر گزینه مناسبی است، برای اندازهگیری مستقیم جرم کوریولیس، برای بخار ورتکس یا اختلاف فشاری و برای نصب بدون برش لوله اولتراسونیک Clamp-on میتواند مناسب باشد. انتخاب نهایی باید بر اساس شرایط فرایند انجام شود.
فلومتر مغناطیسی، اولتراسونیک، توربینی، ورتکس و برخی مدلهای مکانیکی میتوانند آب را اندازهگیری کنند. اگر آب رسانا و خط دائماً پر باشد، مگمتر معمولاً انتخاب بسیار مناسبی است. برای لوله بزرگ و نصب موقت، اولتراسونیک Clamp-on کاربرد دارد.
اغلب روغنها هدایت الکتریکی کافی ندارند و برای فلومتر مغناطیسی مناسب نیستند. برای روغن میتوان بر اساس ویسکوزیته، دقت و دبی از کوریولیس، توربینی، جابهجایی مثبت یا اولتراسونیک استفاده کرد.
فلومتر جرمی حرارتی، کوریولیس، ورتکس، توربینی، اولتراسونیک و اختلاف فشاری از گزینههای اندازهگیری گاز هستند. فشار، ترکیب گاز، دبی، شرایط مرجع و دقت موردنیاز نوع مناسب را تعیین میکند.
ورتکس و تجهیزات اختلاف فشاری از گزینههای رایج هستند. نوع بخار، فشار، دما، کیفیت بخار و دامنه دبی باید بررسی شود. برای محاسبه دبی جرمی یا انرژی ممکن است جبرانسازی فشار و دما لازم باشد.
دبیسنج حجمی حجم عبوری در واحد زمان را اندازهگیری میکند، در حالی که دبیسنج جرمی جرم عبوری در واحد زمان را نشان میدهد. دبی حجمی با تغییر چگالی میتواند تغییر کند، اما دبی جرمی مقدار واقعی ماده منتقلشده را بیان میکند.
ساخت تیوب ارتعاشی دقیق، سنسورها، پردازش سیگنال، کالیبراسیون و اندازهگیری همزمان دبی جرمی، چگالی و دما باعث افزایش هزینه میشود. متریال، سایز و تأییدیهها نیز روی قیمت فلومتر کوریولیس اثر دارند.
در صورت انتخاب و نصب صحیح میتواند دقت مناسبی داشته باشد، اما عملکرد آن به جنس و ضخامت لوله، رسوب، قطر، محل سنسور و کیفیت سیگنال وابسته است. برای اندازهگیری قانونی یا بسیار دقیق باید الزامات پروژه و گواهی دستگاه بررسی شود.
بسیاری از فناوریها به طول مشخصی از لوله مستقیم نیاز دارند، ولی مقدار آن برای همه مدلها یکسان نیست. نوع زانویی، شیر، پمپ، قطر و فناوری دستگاه مؤثر است. دستورالعمل همان سازنده باید ملاک باشد.
جریان ضربانی، حباب، دوفازی بودن، ارتعاش، نویز الکتریکی، خالی شدن لوله، نصب نزدیک شیر یا پمپ و تنظیم نامناسب میتوانند عامل باشند. ابتدا باید شرایط فرایند بررسی و سپس سنسور و تنظیمات کنترل شوند.
بسیاری از مدلها قابل نصب عمودی هستند. برای مایعات، جریان رو به بالا معمولاً به پر ماندن لوله کمک میکند. برای روتامتر عمودی بودن الزام اصلی است. جهت دقیق باید از دستورالعمل محصول بررسی شود.
توتالایزر مجموع حجم یا جرم عبوری را ثبت میکند. مقدار لحظهای ممکن است بر حسب مترمکعب بر ساعت باشد، در حالی که توتالایزر کل مترمکعب عبوری را از زمان مشخص نشان میدهد.
در این خروجی معمولاً ۴ میلیآمپر متناظر با حد پایین و ۲۰ میلیآمپر متناظر با حد بالای تنظیمشده است. برای مثال ۴ تا ۲۰ میلیآمپر میتواند معادل ۰ تا ۱۰۰ مترمکعب بر ساعت باشد. Scaling در PLC باید با تنظیم فلومتر یکسان باشد.
K-Factor تعداد پالس تولیدشده به ازای یک واحد حجم یا جرم است. این ضریب در فلومترهای توربینی و پالسی اهمیت دارد و ممکن است بر حسب Pulse/Litre یا Pulse/m³ بیان شود.
بدون مشخصات فرایندی نمیتوان قیمت دقیقی اعلام کرد. فناوری، سایز، دقت، متریال، کلاس فشار، خروجی، تأییدیه و برند همگی روی قیمت فلومتر اثر دارند. برای استعلام دقیق باید Datasheet یا اطلاعات کامل فرایند ارائه شود.
نوع سیال، حداقل و حداکثر دبی، فشار، دما، ویسکوزیته، چگالی، هدایت، قطر لوله، دقت، افت فشار، متریال، خروجی و شرایط نصب باید بررسی شوند. خدمات فنی و کالیبراسیون نیز اهمیت دارند.
بسته به اهمیت اندازهگیری، فناوری، شرایط فرایند و الزامات کیفیت ممکن است کالیبراسیون دورهای لازم باشد. فاصله زمانی باید بر اساس سابقه عملکرد و تحلیل ریسک تعیین شود، نه یک عدد ثابت برای تمام تجهیزات.
Accuracy نزدیکی نتیجه به مقدار واقعی است، در حالی که Repeatability نزدیکی نتایج تکراری به یکدیگر را نشان میدهد. ممکن است دستگاه نتایج بسیار تکرارپذیر ولی دارای Offset ثابت ارائه دهد.
بسیاری از فلومترهای مغناطیسی، کوریولیس و اولتراسونیک امکان اندازهگیری دوطرفه دارند. تنظیم توتالایزر Forward، Reverse و Net باید مطابق نیاز پروژه انجام شود.
فلومتر کوریولیس و جابهجایی مثبت معمولاً گزینههای مناسبی هستند. انتخاب نهایی به ویسکوزیته، افت فشار، وجود ذرات، دبی و دقت بستگی دارد. توربین و ورتکس ممکن است در ویسکوزیته بالا محدودیت داشته باشند.
فلومتر اولتراسونیک Clamp-on نمونهای از تجهیز بدون تماس مستقیم با سیال است. سنسورها روی بیرون لوله قرار میگیرند و امواج صوتی از دیواره عبور میکنند. در کانال باز نیز سنسور سطح اولتراسونیک یا راداری میتواند بدون تماس باشد.
خیر. سایز باید بر اساس دبی و سرعت مناسب انتخاب شود. در برخی پروژهها فلومتر یک یا چند سایز کوچکتر از لوله انتخاب میشود، ولی افت فشار و خطر کاویتاسیون باید بررسی شود.
اگر بخشی از سطح مقطع با هوا پر باشد، فلومتر حجم واقعی مایع را درست تشخیص نمیدهد. حباب نیز میتواند سیگنال مغناطیسی، صوتی یا ارتعاشی را مختل کند. محل نصب باید از تجمع هوا جلوگیری کند.
فلومتر دیجیتال معمولاً قابلیت خروجی، توتالایزر، تنظیم و تشخیص بیشتری دارد. مدل مکانیکی سادهتر بوده و ممکن است بدون برق کار کند. انتخاب به نیاز فرایند، بودجه، دقت و امکانات کنترلی بستگی دارد.
فلومتر یکی از تجهیزات اساسی ابزار دقیق برای اندازهگیری و کنترل جریان مایع، گاز و بخار است. انتخاب صحیح این تجهیز میتواند کیفیت فرایند، مصرف انرژی، ایمنی و هزینه تولید را بهبود دهد. فناوریهای مختلف Flowmeter بر اساس اصول متفاوتی کار میکنند. مگمتر برای مایعات رسانا، کوریولیس برای دبی جرمی دقیق، اولتراسونیک برای اندازهگیری بدون افت فشار، ورتکس برای بخار، توربین برای مایعات تمیز و فلومتر حرارتی برای گازها کاربرد گسترده دارند. در زمان خرید فلومتر نباید فقط به قطر لوله، برند یا قیمت اولیه توجه کرد. مشخصات سیال، محدوده دبی، فشار، دما، دقت، متریال، افت فشار، خروجی، فضای نصب و استانداردها باید همزمان بررسی شوند.
قیمت فلومتر زمانی قابل مقایسه است که کد فنی، متریال، دقت، سایز، تأییدیه و خدمات یکسان باشند. انتخاب ارزان ولی نامناسب میتواند هزینه تعمیر، انرژی و اتلاف محصول را چند برابر کند. تهیه Datasheet کامل، سایزینگ مهندسی، رعایت دستورالعمل نصب و اجرای برنامه کالیبراسیون و نگهداری، مهمترین عوامل دستیابی به اندازهگیری دقیق و پایدار هستند.